السيد الخميني

مصباح الهداية 20

مصباح الهداية إلى الخلافة والولاية ( فارسى ) ( موسوعة الإمام الخميني 44 )

افكنده است ؛ و خيال كرده‌اند حق تعالى ، يا حقيقت وجود ، به اعتبار تعيّن ثانى و مرتبهء « واحديت » متصف به علم است . و بعضى نيز گفته‌اند : ذات ينبوع علم است . توجه ندارند كه مقام غيب الغيوب و اصل حقيقت وجود عين حقيقت علم و قدرت و ديگر اوصاف است به نحو عدم تعيّن و اتصاف به اطلاقِ صرف و عارى از هر قيد ، اگر چه آن قيد اطلاق باشد . آن وحدتى كه اصل كليهء قابليات و منشأ ظهور فعليات است و تعيّن « احدى » و « واحدى » از آن حاصل مىشود ، با آنكه عينِ ذات است حديث نفس در صقع نفس و در نفس است ؛ و در نهايت كمون و خفا خبر از ظهور مىدهد ، يا متذكر اقتضاى ظهور ذات و اعتبارات آن است و دم از ظهور كمال ذاتى و اسمائى مىزند به حرفِ تنزيه وحدانى ؛ و ينبوع و سرچشمهء جميع معانى كليه و جزئيه ، حتى الفاظ و كلمات فعليه و قوليه ، مىباشد . نفس ناطقهء انسانى در صقع داخلى خود كه با خود حديث نفس مىنمايد ، اين حديث نفس ابتدا در كسوت حرف و صوت ظاهرى نيست ؛ ولى در مرتبهء غيب آن قابليت ميل به سماع و شنيدن احاديث ناشى از محبت ذاتيهء نفس ، كه ظلّ محبت ذاتيهء حق است ، تحقق دارد . همان وحدتِ اصل كليهء تعيّنات قابلى و فاعلى ، از جهت تضمن آن به قابليت استماع حديث نفس و نغمهء عشق و حبِّ متضمن حقيقت محبّى و محبوبى ، پردهء حكم غيب و بطون را از چهرهء عزت و جلال ، از ناحيهء غلبهء حكم جمال و رحمت و سبق آن بر بطون و احكام غضب ، به يكسو كرد ، و رخسارهء شاهد ازلى از خلوت‌سراى غيب به منصهء ظهور آمد ، و حضرت عزت به نداى جانفزاى « سَبَقَتْ رَحْمتي غضبي » مترنم گرديد ، و خود به